لبیده نمیشیم ... آخه چرا ؟! سلام به همه دوستای خوبم و معذرت می خوام به خاطرغیبت طولانی مدتم . این ایام خجسته ی شادی اهل بیت رو به امام عزیزمون و همه دوستدارانشون تبریک می گم .
راستش فکر کردم حالا که همه جا جشن و مولودی برپاس (به خصوص به خانم ها که خیلی خوش میگذره !) چه خوبه طرز شادی کردن خودمونو یه بازبینی بکنیم که مبادا نکته غیر اخلاقی توش یه چشم بخوره !
بحثی که این روزا به خاطر مناسبتش بازار داغی داره ، بحث لعن دشمنان ائمه و درست یا نادرست بودن این کاره . بعضی ها معتقدند به خاطر جلوگیری از ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی باید از لعن خلفا پرهیز کرد و جبهه مقابل ، این لعن و دشمنی را نشانه ی حب آل علی و پیروی از پیامبر اکرم (ص) می دونن . قصد من اینجا این نیست که قضاوتی در مورد حکم این کار بکنم ولی به نظرم می رسه که حتی اگر قبول کنیم که لعنت کردن دشمنان درست و پسندیده است نباید این کار دینی را که باید به قصد رضای خدا و شادی اهل بیت انجام بشه با یک سری کارهای دور از اخلاق مخلوط کرد و جشن و سرور این روزها رو از مسیر اصلیش منحرف کرد .
ایراد بعضی از ما اینه که نمی تونیم بدون این که شیطنت کنیم شاد باشیم ...
--------------------------------------
پ.ن 1. منظورم از پیروی از پیامبر ، پیروی در مورد لعن دشمنان خدا بود .
پ.ن 2. برای اطلاع بیشتر در مورد حکم شرعی لعن این مطلب را مطالعه کنید .
طرف چپ و راست دروغ می گه . انقدر دروغ می گه که خودشم یادش نمیاد کدوم حرفاش راست بوده و کدوم دروغ . البته کسی هم به روش نمیاره ها ! آخه سن وسالی ازش گذشته . این جوریه که اعتماد به نفسشم در این مورد حسابی بالا رفته و اصلا فکر نمی کنه ممکنه دروغی که می گه تابلو باشه یا بعداَ لو بره . تو رفتارش که عمیق بشی واقعا از کارش خندت می گیره . جالب اینجاس که همه ی دروغاشم مصلحتی می دونه و اصلا ناراحتش نمی کنن !
دروغ مصلحتی اونم این همه ؟!
بله ، درسته که یه چیزی به نام دروغ مصلحتی برای مواقع اضطراری وجود داره ولی آخه انصاف هم خوب چیزیه . اون دینی که برای مصلحت های آدما راه چاره ای گذاشته خودشم حد ومرزشو مشخص کرده که کسی این وسط زیر آبی نره !
جالبه بدونیم مواردی که دروغ مصلحتی گفتن معنا داره به طور کلی دو چیزه :
یک : اصلاح بین مردم و جلوگیری ازایجاد اختلاف (1)
دو : برای حفظ جان ، مال و ... (2)
-----------------------------
1. امام صادق(ع) فرمود: « خداوند دروغ گفتن را در مورد اصلاح بین مردم دوست دارد». (میزان الحکمة، عنوان 3466، حدیث 17474)
2. امام صادق (ع) فرمود: «اگر انسان از روی تقیه و ضرورت و ناچاری سوگند دروغ یاد کند، ضرری ندارد.» و در ادامه افزود: بهطور کلی، هر حرامی در مقام اضطرار حلال میشود. (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 16، ص 137، چاپ بیروت. )
هربار که تلوزیون نشونشون می ده داغ دل آدم تازه می شه و باز دلش آه حسرت می کشه و تنها کاری که میشه کرد آرزو کردنه ! کی میاد اون سالی که ما هم همراه حاجی ها این هجرت عظیم از تعلقات درون رو شروع کنیم ؛ بله اولین قدم همینه ! هجرت برای تربیت . و تربیت لباس خاص می خواد ، نیت و ذکر خاص می خواد ... لباس مخصوصش یه لباس ساده احرامه که بزرگ و کوچیک و فقیر و غنی رو به یه شکل درمیاره . بعد یه نیت درست و حسابی باید کرد و ذکرشم سرود قشنگ "لبّیکِ " .
حالا وقت پروانه شدنه . رمز پروانگی عدد هفته و هفت نشان ولایته ... (1)
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست
نوبت نماز و سعی بین صفا و مروه است و نماز که مطهر بندگی و بالاترین ذکره هیچ جا از فلم نمی افته . سعی حاجی هم باید از یه دل با صفا اوج بگیره و به مروت و جوانمردی و آزادگی ختم بشه .
بعد مثل همیشه اعتراف به ضعف و کوچکی خود و جلوه جلال و جبروت یار (2)
وقتی همه خوب آماده پذیرایی نهایی شدن دوباره محرم می شن و بعد مهمانی با به زانو دراومدن و به به خاک افتادن در عرفات به اوج خودش می رسه . اینجا باید معرفتی که کسب شده تثبیت بشه و به خاطر همینه که در مشعرالحرام حاجی باز با رمز ولایت برای جنگ با دشمن درون و بیرون مسلح و مهیا می شه (3)
وقتی به منی می رسه دشمن رو از خودش دور می کنه ازبا قربانی کردن آرزوهاش توشه اش رو سبک می کنه . باز باید به نقص و تقصیر خودش اعتراف کنه اما این دفعه اعتراف جدی تره .(4)
بعد دوباره نماز و سعی صفا و مروه اما این بار ...
طواف نساء و نماز مخصوصش هم به حاجی یادآوری میکنه که پیمودن راه با وجود همراه لطف بیشتری داره .
هجرت تموم میشه و مقصد که همون بندگی و گذشتن از هرچیزی مربوط خودِ در عید قربان ظهور میکنه .
عجب سفری !
---------------------------------
پ.ن 1 : 7 بار طواف خانه خدا . شاید عدد 7 کنایه از اسامی 14 نور پاک باشد که بدون تکرار هفت اسم بیشتر نیست و بیانگر این حقیقت باشد که امام رضا علیه السلام فرمودند: «... خداوند می فرماید که لا اله الا اللّه قلعه من است. پس کسی که در قلعه من داخل شود، از عذاب من در امان است. امام رضا علیه السلام فرمود: [این امنیت از عذاب وابسته] به شروط آن است و من از شروط آن هستم .»
پ.ن 2 : تقصیر که شامل کوتاه کردن ناخن و ... است .
پ.ن 3 : جمع کردن سنگریزه ها در مشعرالحرام .
پ.ن 4: سر تراشیدن نسبت به ناخن گرفتن .
امیدوارم که این مسائل برای شما پیش نیاد اما خوب مرگ حقه . چند وقت پیش یکی ازاقوام نزدیک من عمرشو داد به شما و من هم یه مدت درگیر برگزاری مراسم ختم و این جور چیزا بودم . اگر توش بوده باشید می دونید من چی می گم ، از طرفی به خاطر مصیبت وارده دل و دماغ نداری و دوست داری به حال خودت باشی و عزیز از دست رفته را یاد کنی و ... و از طرفی مجبوری خودتو حفظ کنی و سعی کنی مسولیتهاتو یه شکلی آبرومندانه انجام بدی . خلاصه حال و هوای غریبیه .
تو همین گیر و دار بود که متوجه شدم چیزی هست که حال صاحبان عزا و بازماندگان رو بدتر میکنه و اون انبوهی از بایدها و نبایدهای عرفیه . این که "رسم اینه ... " و " این جوری زشته ... " و حلوا و خرما و غذا و مراسم هر کدوم باید دارای چه شرایطی باشن تا "زشت " نباشه
، واقعا چه دردی رو دوا میکنه و کدوم مرحومی رو شاد و قرین آرامش می کنه من نمیدونم !
فقط اینو می دونم که کمتر کسی میتونه بی خیال باشه و عرفو زیر پا بذاره . حتی اگر جایی این بی خیالی خدا پسندانه تر باشه ...
البته نا گفته نماند حتی از نظر دین هم این که کسی با نادیده گرفتن عرف جامعه خودشو انگشت نما و گاهی مضحکه عام و خاص کنه اصلا توصیه نمیشه اما مشکل اینجاست که رسم و رسومات اجتماعی و خانوادگی عملا پا رو از حد خودشون فراتر گذاشتن و چه بسا افراد رو مجبور کنن رفتاری متضاد آموزه های دینی و رضای الهی از خودشون نشون بدن و همین جاست که لازمه تو ارزش گذاری ها و اولویت بندی هامون کمی تجدید نظر کنیم .
هیچ وقت شنیدید بگن فلان پیامبر یا شخصیت برجسته ی مذهبی مدتی از عمرشو عاشق کسی بوده و از عشقش میسوخته و درآرزوی وصال بوده و... ؟!
من که نشنیدم . جداً چرا ؟! آیا این حقیقت نداره که انسانهای خیلی بزرگ به عشق به چشم دیگه ای نگاه میکردن و جذابیت جنس مخالف و حتی ازدواج هم معنا و مفهوم دیگه ای براشون داشته ؟
اگه عشق آدم به آدم این همه سازنده و موجب کمال باشه که حالا بین ما به خصوص جوونا که احساساتی ترن و بیشتر دنبال زیبایی ها هستن جا افتاده چرا هیچ کدوم از الگوهای دینی ما این راهو برای تکامل در پیش نگرفته بودن ؟
فکر نمی کنید راههای بهتری برای تقرب الهی وجود داشته باشه ... راههایی سریع تر و زودبازده تر و البته بی خطر تر !
اگه به دنیای دور و برمون نگاه کنیم ، به جوونا ، به دخترا و پسرا میبینیم که همشون یه جورایی سرشون گرم همین مسئله است . حالا بعضی ها به سوختنو ساختن اکتفا کردن و بعضی های دیگه ... جداً حیف نیست که یک جوون با اون همه استعداد و انرژی برای در پیش گرفتن راه تکامل و تقرب اینهمه خودشو درگیر و پابند عشق و دنیا کنه ؟ عشقی که معمولا عاقبت مثبت و سازنده ای نداره یا حداقل به جایی نمی رسه .
میدونم که این حرفا به مذاق خیلی ها تلخ میاد ولی باورکنید این یک حقیقته که عمر گرانبهای عزیزان ما داره این جوری هدرمی ره درحالی که اونا میتونن روزهاو سالهای پربار زندگیشونو جور دیگه ای بگذرونن و انرژی شونو در راه بهتری خرج کنن .
دین ما با این همه زیبایی و با وجود تمام تفاسیری که از همه جانبه و جهان شمول بودنش میگیم و میشنویم عشق وعاشقی آدما رو هم از قلم ننداخته اما سوال اینجاس که در کجا وچه قالبی بهش پرداخته ؟
بله ! جواب ازدواجه . همه ی اون الگوهای بزرگی که ازشون حرف زدیم هم مطمئن باشید کسی از جنس مخالفشونو به شدت دوست میداشتن و عاشقشش بودن و اون همسرشون بوده . این یک عشق واقعیه چرا که نه مخاطره ای توش هست ونه بی جهت وقت رهروی راه عشق رو تو پیچ و خم های دودلی و رسیدن یا نرسیدن تلف میکنه .
بعضی از مردم معبود هایی غیر از خداوند، برای خود انتخاب می کنند و آن ها را چون خدا دوست می دارند، امّا آن ها که ایمان دارند، عشقشان به خدا شدید تر است.
[بقره (2) آیه 165]
پ.ن1 : خیال نکنید بنده نفسم از جای گرم بلند میشه بالاخره منم بدون پشت سر گذاشتن این دوره های جوونی عمر نگذرانده ام اما ... !
پ.ن2 : هدف دلسردکردن عشاق گرامی و محکوم کردن احساساتشون نبود . هدف را لطفا خودتون با کمی تامل دریابید . از همکاری تون متشکرم !
با استفاده از آرشیو سوالات واحد پاسخگویی به سوالات دینی
چه قدر قشنگ بود !
اول مهرو میگم. من همیشه بهترین خاطره ها رو ازاول مهر دارم و هر سال این موقع ها دوباره بدجوری دلم برای روزهای خوب مدرسه تنگ می شه . به خصوص تماشای بچه های کوچیک با لباسهای فرم فیسقیلی با اون شور و شوق خیلی جذابه . 

خدا رو واقعا شکر که مدرسه رفتن حسابی تو مملکت ما جا افتاده ، هرچند گاهی چیزهای ناامید کننده ای در این مورد از طرف مردم یا سیستم آموزشی می بینیم . انشالله که همه کاستی ها برطرف بشه . 
بالاخره ما تو یه کشور اسلامی زندگی می کنیم و اهمیت تحصیل علم در اسلام حالا دیگه برای همه معلومه . چه احادیث و روایتهای قشنگی داریم در این مورد :



اما حالا که حرف از مدرسه تو ایران شد دلم می خواد یه چیزی رو که مدتهاست فکرمو مشغول کرده بگم و نظر دوستانو در موردش جویا بشم .
به نظر من و البته متاسفانه تو مدرسه ها اون طور که باید بچه ها تربیت دینی دریافت نمی کنن . تا بوده دینی و قرآن بعد تعلیمات دینی و حالا هم که فکر کنم دین و زندگی به شدت از طرف بچه ها و اولیای مدرسه مورد کم لطفی قرار گرفته ، البته بی انصاف نباشیم و یادمون نره کسانی رو که واقعا رو این مسئله کار کردن و براش زحمت کشیدن ولی خوب واقعیت اینه که به این درس ها معمولا به چشم اولویت دومی نگاه شده . بچه ها خیلی تقصیر ندارن گاهی نه محتوا و نه کلاس جذابیت لازم رو نداره .
کاش یادمون نره علم و دانش وقتی باعث رشد روحی و فکریمون می شه که با تهذیب و خودسازی همراه باشه اگر نه کم نبودن کسانی که در برابر حقیقت های هستی این چنین موضع گرفتن :
«و حَجَدوا بها وَاسْتیقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً»
به خاطر ستم و روحیه برترى جویى، آن را انکار کردند، حال که نسبت به آن یقین داشتند .
سوره نمل آیه 14
چه قدر زیاد تو زندگی اتفاق می افته که مدتها در آرزوی چیزی هستیم . برای به دست آوردنش از خدا تمنا می کنیم و بست در خونش میشینیم . از هر حال خوشی که بهمون دست میده برای دعا استفاده می کنیم و هر ذکر و مناجاتی رو که میشنویم یا می بینیم که به حاجت روا شدن کمک می کنه زود فرا می گیریم . خلاصه به هر دری می زنیم که به چیزی که می خوایم برسیم
، اما نمی رسیم ... بعد از چند وقت به هر دلیلی دیگه بی خیال خواستمون میشیم و اون وقته که سورپرایز خدا از راه می رسه !!! 
بعد به خدا میگیم بابا دمت گرم اون وقتی که داشتم خودمو براش می کشتم چرا ندادی ؟!
( و خطاب به هدیه ای که تازه دریافت کردیم :) آمدی جانم به قربانت ولی ...
حالا چرا ؟!
**********
واقعا فکر می کنید کار حکمته و همون بحث به صلاحمون هست و نیست یا اینکه رمز کار چیز دیگه ایه و کار ، کار عشق و گذشت و یکی بودن مطلوب و این چیزاس ؟ ![]()
![]()
![]()
مشتاقانه منتظر همفکری های دوستای خوبم هستم 