سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
درباره خودم
سین جیم های اخلاقی
حسین
از خدا میخوام کمکم کنه تا اول خودم و در صورت لیاقت دیگران رو از جهل و نادانی و همچنین فریب نفس و شیطان دور کنم. و از او میخواهم در باقیمانده عمرم، همانند قطرات شمع بسوزم تا روشنگر راه همنوعانم باشم. انشاء الله
لوگوی وبلاگ
دسته بندی
مطالب قبلی
لینک های دوستان
لوگوی دوستان













اشتراک
 
موسیقی وبلاگ
یاهو
داغ کن - کلوب دات کام

علی علیه‏ السلام و غدیر

مردی خدمت امیرمؤمنان علی علیه‏السلام عرض کرد: بالاترین فضیلت خود را از سوی پیامبر صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله به من خبر دهید. حضرت فرمود: «پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله مرا در غدیر خم منصوب کرد و وجوب ولایت مرا از طرف خداوند و به امر او اعلام فرمود».

 

حضرت زهرا علیهاالسلام و غدیر

حضرت زهرا علیهاالسلام درباره ماجرای غدیر می‏فرماید: «پیامبر در روز غدیر، پیمان ولایت را برای علی علیه‏السلام محکم کرد تا بدین وسیله، امید دشمنان را ناامید سازد».

 

امام رضا علیه‏السلام و عید غدیر

امام رضا علیه‏السلام درباره عید غدیر می‏فرماید:«این روز، روز عیدِ خاندان محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. هر کس آن را عید بگیرد، خداوند مالش را زیاد می‏کند».

 

امام رضا علیه‏السلام و هدایا در روز غدیر

در روایت آمده است که حضرت رضا علیه‏السلام در روز عید غدیر، عده‏ای از یاران نزدیک خود را برای شام دعوت کرد و به منازل آنان هدایا و عیدی فرستاد و درباره فضیلت‏های این روز، سخنانی ایراد فرمود».

 

حضرت معصومه علیهاالسلام و حدیث غدیر

حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام حدیث غدیر را به سند زیر نقل فرموده است: حضرت فاطمه دختر امام موسی بن جعفر علیه‏السلام ، از فاطمه دختر امام صادق علیه‏السلام ، از فاطمه دختر امام باقر علیه‏السلام ، از فاطمه دختر امام زین العابدین علیه‏السلام ، از فاطمه و سکینه دختران امام حسین علیه‏السلام ، از اُمّ کلثوم دختر فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل فرموده است که مادرش حضرت زهرا دختر پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خطاب به مردم فرمود: «آیا سخن پیامبر خدا را در روز غدیر خم فراموش کردید که فرمود: هر کس من مولا و صاحب اختیار اویم، علی مولا و صاحب اختیار اوست؟».

 

برنامه‏ های متنوع برای احیای غدیر

زنده نگه داشتن یاد غدیر، مؤثرترین عامل در احیای محتوای آن است. درطول تاریخ، یادبودهای گوناگونی از غدیر به عمل آمده و اقوام و ملت‏های مختلف مسلمان، برای حضور غدیر در جامعه شان تلاش کرده‏اند. مسجد غدیر در بیابان غدیر، جایگاهی با برکت و زیارتگاه مسلمانان بوده است. جشن‏های سالانه غدیر و برنامه‏های گوناگونی که به این مناسبت اجرا می‏شود نیز، جلوه دیگری از احیای غدیر است. زیارت امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در این روز، تجدید خاطره‏ای از غدیر و دست بیعتی دوباره با صاحب آن به شمار می‏آید. این یادبودها، پاسداشت غدیر در جوامع معتقد به آن و سنگر دفاع از غدیر در برابر مخالفان آن است. در سایه همین یادمان‏هاست که پس از چهارده قرن، نام غدیر بر تارک تاریخ اسلام درخشیده، هزاران توطئه برای نابودی آن خنثی شده است.

 

ضرورت شناخت غدیر

غدیر، عصاره و نتیجه آفرینش و چکیده تمام ادیان الهی و خلاصه مکتب وحی است. غدیر، تنها واقعه‏ای تاریخی نیست؛ بلکه اساس دین است. غدیر، ثمره نبوت و میوه، و تعیین خط مشی مسلمانان تا آخرین روز دنیاست. غدیر، مجموعه وقایعی سرنوشت‏ساز و خطبه آن، قانون‏نامه زیربناییِ اسلام است که چکیده آن، جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاه فهذا عَلیٌ مَوْلاه» می‏باشد.

غدیر، یک رخداد تاریخی صرف، و تنها یک گذرگاه جغرافیایی نیست، بلکه سرفصلی اعتقادی است که درون‏مایه همه طاعت‏ها از آن سرچشمه می‏گیرد، رسالت همه پیامبران در آنجا مفهوم می‏یابد، و همه رشدها و تعالی‏ها از آنجا آغاز می‏شود.

 

اقیانوسی ناپیدا

غدیر، برکه نیست؛ اقیانوسی ناپیدا و کرانه‏ای است که سراسر هستی را پوشانده است. غدیر، یک مقطع تاریخی نیست ؛ همه تاریخ است. غدیر، با علی علیه‏السلام پیوند خورده و سخن از غدیر، سخن از خدا و علی علیه‏السلام ، و سخن از محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و ابراهیم و موسی و عیسی است. غدیر، ضرورتی بود که باید برای هدایت و ارشاد مردم و ادامه رسالت انبیای الهی به وجود می‏آمد و در آن علی علیه‏السلام به همگان معرفی می‏شد. او که تربیت یافته مکتب پیامبر والامقام اسلام و مفسر بزرگ قرآن، و مظهر شجاعت و سخاوت است. آری، علی علیه‏السلام مردی است که تمامی فضیلت‏ها و مکارم، در وجودش جلوه گری می‏کند.

 

غدیر؛ تجلی ولایت

غدیر، نه فراموش شدنی است و نه کهنه شدنی؛ ماندگار است و پویا و زندگی ساز. غدیر، تجلی ولایت و رکن حیات معنوی انسان است. غدیر، روز اکمال دین و اتمام نعمت حق است. غدیر، آزمایشگاه بود وعلی، وسیله امتحان مدعیان ایمان، تا در جریان اطاعت از رهبری او و پذیرفتن ولایتش، صداقت او را در عمل نشان دهند. پیامبرگرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در روز غدیر خم، خواست تا جریان رهبری امت، از آغاز به دست پاک ترین و شایسته‏ترین افراد باشد و آب زلال حق، در بستر تاریخ و زمان و در توالی نسل‏ها و اندیشه‏ها، آلوده نگردد و دشمنان نتوانند از آب گل‏آلود، ماهیِ مراد خویش را بگیرند. بر همین اساس است که غدیر هیچ گاه فراموش نمی‏شود؛ بلکه همواره نامیرا و جاودانه باقی خواهد ماند.



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(یکشنبه 92/7/28 :: ساعت 4:18 عصر)

داغ کن - کلوب دات کام

علامه شیخ محمد تقی جعفری (ره) درباره استاد عارفش مرحوم آیت‌الله  آقا شیخ مرتضی طالقانی (ره) متوفای 1364 ق، نقل می‌کند:

دو روز مانده بود به محرم، طبق برنامه هر روزه برای تلهذ خدمت استاد رسیدم فرمود:

«بلند شوید بروید آقا، برای چه آمده‌اید آقا.»؛ چون گفتم برای درس آمده‌ام، گفت درس تمام شده آقا.

 من فکر کردم چون محرم فرا رسیده آقا این چنین فرمودند، لذا گفتم هنوز حوزه‌ها را تعطیل نکرده‌اند،

فرمود : می‌دانم آقا من مسافرم. مسافرم. خر طالقان رفته پالانش مانده، روح رفته جسدش مانده، لا اله الا الله ،

آن‌گاه به شدت اشک از دیده‌هایش بارید، فهمیدم خبر از ارتحال می‌دهد با آنکه اصلا کسالتی ظاهری نداشت،

پس گفتم با من سخنی بفرمایید، گفت آفرین آقاجان، حالا متوجه شدید و این بیت را خواند:

«تا رسد دستت به خود شو کارگر / چون فتی از کار خواهی زد بسر»

پی‌نوشت.تاریخ حکما و عرفای متاخر، از منوچهر صدوقی، ص92



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(یکشنبه 92/7/28 :: ساعت 8:51 صبح)

داغ کن - کلوب دات کام

شخصی نزد زرگری آمد و گفت: ترازویت را بده تا مقداری طلا وزن کنم. زرگر گفت: جارو ندارم، گفت من از تو ترازو خواستم نه جارو، گفت غربال ندارم، گفت مسخره می‌کنی یا خودت را به کری می‌زنی؟ گفت هیچکدام.   آخر دست تو ارتعاش دارد من به تو ترازو بدهم دستت می‌لرزد و در حین وزن کردن طلا، مقداری بر زمین می‌ریزد، آنگاه از من جارو می‌خواهی و بعد از جارو کردن غربال می‌خواهی تا خاک مخلوط طلا را جدا کنی از طلا. 

   «من ز اول دیدم آخِر را تمام / جای دیگر رو از اینجا والسلام             هر که اول بین بود اعمی بود / هر که آخر بین چه با معنا بود 

                                                    هر که اول بنگرد پایان کار / اندر آخر او نگردد شرمسار»

                                                                                 مولوی

 



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(پنج شنبه 92/7/25 :: ساعت 9:16 صبح)

داغ کن - کلوب دات کام

خبرگزاری فارس: «اخلاق اجتماعی پیامبر(ص)» در یک کتاب منتشر شد

اخلاق رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم از جنبه فردی – اجتماعی و چه از جوانب گوناگون سیاسی، اقتصادی و تربیتی و... بهترین الگو و اسوه برای همة مردم در تمام اعصار می باشد.

حضور در متن جامعه ،رسالت اصلی رهبران و انبیاء الهی است.یکی از ضرورت های اخلاق مسلمانی ؛مردم داری است.بی شک در وسع این مقاله نمی گنجد که به تمام جوانب اخلاق کریمانه ی اجتماعی آن حضرت اشاره نماییم، بنابراین به قطره هایی از این اقیانوس بیکران معرفت اشاره می کنیم تا از این چشمة زلال حقیقت و فضیلت و آفتاب عالم گیر روشنایی توشه ای برای زندگی فردی و اجتماعی خویش اخذ کرده باشیم.

معنای لغوی و اصطلاحی اخلاق

واژه اخلاق از ریشه خلق گرفته شده است. اگر با (خاء مفتوح) استعمال شود به معنی صورت ظاهری است و اگر با (خاء مضموم) استعمال گردد به معنی صورت باطنی است. همین مطلب را راغب اصفهانی در قالبی دیگر این طور بیان می کند: «لکن خصّ الخَلق بالهیئات و الاشکال و الصور المدرکه بالبصر، و خص الخُلق بالقوی و السّجایا المدرکة بالبصیره.[1] بنابراین خُلق به صفت پایدار و راسخ یعنی ملکه در انسان گفته می شود. به تعبیر شهید استاد مطهری خَلق مربوط به شخص است و خُلق مربوط به شخصیت.[2] معنای اصطلاحی اخلاق عبارت است از اینکه به تمامی صفات نفسانی که منشأ کارهای پسندیده یا ناپسند می شوند و به صورت راسخ و پایدار هستند، اطلاق می گردد.

مردم داری

یکی از روش های بسیار مهم و مؤثر که در دعوت و جذب مردم می تواند نقش اساسی ایفاء نماید، مردم داری است. مردم داری یعنی با مردم بودن، برای مردم بودن، در خدمت دیگران بودن و شریک درد و رنج و راحت و غم دیگران بودن و در یک کلمه خود را خدمتگزار و غمخوار دیگران دیدن و دانستن. زیستن در کنار مردم و زندگی ساده و برخورد و رفتار بدون تشریفات زائد از اصول مردم داری به شمار می رود.

حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم با تعهد و مسئولیت پذیری بی نظیرخویش، خدمت به مردم محروم و ضعیف را در رأس برنامه های خودشان قرار داده بودند و در این مسیر، هیچ گونه امتیاز خاص و سود و بهره مندی ویژه را برای خودشان قائل نبودند. «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی »[3]، «بگو: هیچ مزدی جز دوستی با خویشانم از شما چیزی نمی خواهم.» از سویی دیگر پیامبر رحمت صلی الله علیه وآله وسلم برای تشویق مردم در جهت گام برداشتن به رفع حاجت مؤمنان سفارش می کردند. و می فرمودند: «َ مَنْ مَشَى فِی عَوْنِ أَخِیهِ وَ مَنْفَعَتِهِ فَلَهُ ثَوَابُ الْمُجَاهِدِینَ فِی سَبِیلِ اللَّه »[4]، «کسی که برای کمک به برادر خود و سود رساندن به او اقدام کند پاداش مجاهدان در راه خدا را خواهد داشت». مردم داری دارای نُمودها و شاخصه هایی است. باید به آن روحیه ها و خصلت هایی که سبب جذب دیگران و راهگشای توفیق بیشتر برای خدمت و همدلی می شود، دست پیدا نمود. بنابراین نُمودهای مردم داری از این قرار است:

1. عیادت بیمار

از بهترین اعمال که بر آن پاداش فراوانی مترتب است و سبب رضای الهی و مخلوق است، «عیادت بیمار» است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم همواره در کنار مردم و در غم و شادی با مردم شریک بودند، در تشییع جنازه و عیادت مریض شرکت می کردند و دیگران را به این امر توصیه می نمودند.

«عودوا المریض و اتّبعوا الجنائز تذکّرکم الآخرة »[5]، «به عیادت بیمار بروید و در تشییع جنازه شرکت کنید، که شما را به یاد آخرت می اندازد.»

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شیفتة یاری رساندن به مردم بود، چنان که گاه زندگی اش را در این راه می گذاشت.[6] امام علی(علیه السلام) درباره پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم جمله ای دارند، به این عبارت که «طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْکَمَ مَرَاهِمَهُ وَ أَحْمَى مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذَلِکَ حَیْثُ الْحَاجَةُ إِلَیْهِ مِنْ قُلُوبٍ عُمْیٍ وَ آذَانٍ صُمٍّ وَ أَلْسِنَةٍ بُکْمٍ وَ یَتَتَبَّعُ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَیْرَةِ ،»؛[7]« پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم طبیبی است که برای درمان بیماران سیار است. مرهم های شفا بخش او آماده و ابزار داغ کردن زخم ها را گداخته، برای شفای قلب های کور و گوش های ناشنوا و زبان های لال، آماده و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.» بنابراین پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از سرِ دلسوزی و مهربانی و خدمت به مردم به این قانع نبودند که مردم خودشان مراجعه کنند، بلکه حضرت پیشقدم می شدند و ایشان سراغ مریض های اخلاقی و معنوی می رفتند و به قول استاد شهید مطهری که تعبیر خود امیرالمؤمنین (ع) هم هست. در یک دستش مرهم بود و در دست دیگرش میسم. یعنی آلت جراحی، آلت داغ کردن. آنجا که با مرهم می شد معالجه بکند معالجه می کرد ولی جاهایی که مرهم کارگر نبود، دیگر سکوت نمی کرد.[8]

2. صبر و بردباری

یکی از اموری که در توفیق یافتن انسان دخالت زیادی دارد و شرط موفقیت در کارها بالاخص در کارهای بزرگ است، حوصله و صبر زیاد است.[9]

یکی از عوامل موفقیت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم صبر ایشان بود. بدون تردید کسانی می توانند کشتی در ورطه غرق و نابودی شدن جامعه را نجات دهند که مجهز به لنگر سنگین صبر و استقامت باشند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم با انواع تهمت ها، توهین ها و جسارت ها به ساحت مقدسشان روبرو بودند. از جمله: (دیوانه[10]، شاعر[11]، ساحر[12] و...) خطاب نامیدن پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم از سوی مشرکان حجاز که هیچ یک از آن توهین ها حضرت را از ادامه راهش باز نداشت. مثلاً: شخصی به نام طارق محاربی می گوید: « رایت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بسوق ذی المجازه فمرّ و علیه جبّه له حمراء و هو ینادی بأعلی صوته: یا ایها الناس، قولوا: لااله الا الله تفلحوا و رجل یتبعه بالحجاره و قد أدمی کعبیه و عرقوبیه و هو یقول: یا ایها الناس لاتطیعوه فانه کذّاب!»[13]، «رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را در بازار ذوالمجاز دیدم که جبه ای قرمز رنگ پوشیده است و می رود و با صدای بلند می گوید: ای مردم، بگویید معبودی جز الله نیست تا رستگار شوید و مردی از پی او سنگ می انداخت و قوزک ها و پشت پاشنه های پایش را خونی کرده بود و می گفت: ای مردم، به حرفش گوش ندهید، او دروغگوست.» همچنین خار و خاشاک بر سر راه و سر مبارک ایشان می ریختند. همچنین سه سال رنج طاقت فرسای شعب ابی طالب، سنگ خوردن در سفر به طائف، و از همه بزرگتر جهل و نادانی مردم و حلم و بردباری ایشان در برابر پیشامدهای سخت و ناگوار و در هنگام شنیدن سخنان زشت پایداری و تحمل کردند که در اثر این اخلاق اجتماعی ایشان به تدریج بر مشکلات، ناملایمات و ناهنجاری های اجتماعی غلبه نمودند و تلخی ها و مرارت ها در اثر صبر و بردباری پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به شیرینی و پیروزی مبدل شد. شاید به یک اعتبار می توان گفت که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم در سرزمین خون و ظلم و درمیان فقر و جنگ و جهل و اسارت و در دل تاریکی ها همین که انسانهایی همچون ابوذر، سلمان و بلال و ... را با حوصله و صبر تربیت کردند، کاری شبیه به معجزه بود.[14]

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در حدیثی می فرمایند: «ِ فَالصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ فِی الْخَیْرَاتِ »[15]؛ «صبر چهار شعبه دارد: شوق و ترس و زهد و انتظار، هرکه شوق بهشت داشته باشد، از شهوات دست کشد و هرکه از آتش بترسد، از حرامها خویشتن را نگه دارد و هرکه به دنیا بی اعتنایی ورزد، گرفتاریها را به چیزی نگیرد و هرگاه منتظر مرگ باشد، در کارها خیر بکوشد.»

3. فرو خوردن خشم

خشم، کلید هر بدی و اخگری از شیطان است. در تزاحم و پستی و بلندی زندگی، ناچاراً انسانها با یکدیگر دچار اصطکاک و اختلاف می شوند، آن چیزی که باعث می شود تا بعداً از طرف مقابل پوزش خواهی و تعدی در حقوق او نکرده باشیم، فروخوردن غضب است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هیچگاه به خاطر منافع شخصی غضب برکسی نکردند. غضب آن حضرت فقط در مصالح و مسائل اسلام خلاصه می گشت. چنانکه امام علی(ع) در مورد غضب پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: «لَا تُغْضِبُهُ الدُّنْیَا وَ مَا کَانَ لَهَا فَإِذَا تُعُوطِیَ الْحَقُّ لَمْ یَعْرِفْهُ أَحَدٌ وَ لَمْ یَقُمْ لِغَضَبِهِ شَیْ ءٌ حَتَّى یُنْتَصَرَ لَهُ »[16]، «پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای دنیا به خشم نمی آمد اما هرگاه حق او را به خشم می آورد، هیچ کس او را نمی شناخت و هیچ چیز نمی توانست جلو خشم او را بگیرد تا آن گاه که انتقام (حق را) می گرفت.»

بنابراین در جایی که بر اثر نادانی، توهین و یا ایشان را مسخره و تحقیر می کردند، رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم طبق آیه «ِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنین »[17]، «و خشم خود را فرو می خورند و از لغزش مردم در می گذرند، اینان نیکوکارند و خدا نیکوکاران را دوست می دارد. با آنها رفتار می نمودند و در روایتی می فرمایند: « الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَل »[18]،«خشم، ایمان را تباه می کند همان گونه که سرکه عسل را.»

4. عفو و گذشت

معمولاً لجاجت و کینه توزی، مخصوص روح های حقیر و همت های پایین است. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم برای پیشبرد رسالت و اهداف والای اسلام از خطا و لغزش دیگران درباره شخص خودشان می گذشتند. یکی از اصحاب به نام انس می گوید: «کَانَ یَمْشِی وَ مَعَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَأَدْرَکَهُ أَعْرَابِیٌّ فَجَذَبَهُ جَذْباً شَدِیداً وَ کَانَ عَلَیْهِ بُرْدٌ نَجْرَانِیٌّ غَلِیظُ الْحَاشِیَةِ فَأَثَّرَتِ الْحَاشِیَةُ فِی عُنُقِهِ ص مِنْ شِدَّةِ جَذْبِهِ ثُمَّ قَالَ یَا مُحَمَّدُ هَبْ لِی مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی عِنْدَکَ فَالْتَفَتَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَضَحِکَ وَ أَمَرَ بِإِعْطَائِ »[19] من با رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم راه می رفتم و حضرت بردی نجرانی با حاشیه ای زبر و درشت بر تن داشت. عربی بادیه نشین از راه رسید و ردای ایشان را محکم کشید. من به گردن پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نگاه کردم دیدم حاشیه رداء، از شدت کشیدن، روی گردن حضرت ردّ انداخته است. آن بادیه نشین سپس گفت: ای محمد، دستور بده از مال خدا که نزد توست به من بدهند. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به طرف او برگشت و خنده ای کرد و سپس دستور داد به او چیزی عطا کنند.» بنابراین در سایه ی لطف و گذشت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم بود که مسلمانان درس اخوت و برادری را آموختند تا کینه ها و نفرت ها را به محبت و دوستی و عفو یکدیگر در مقابل لغزش های جزئی و احتمالی بدل سازند.

5. تواضع و خاکساری 

رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم   در تمام دوران زندگی پر برکتشان با مردم از روی تواضع و به دور از فخر فروشی و تکبر رفتار کردند. ایشان در اوج قدرت و در دوران حاکمیت نیز فروتنانه با مردم برخورد می نمودند. آن حضرت با مردم بدون هیچ گونه تشریفات و هیمنه سازی ها و خود را به رخ کشیدن ها، نشست و برخاست می کردند. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم همواره مردم را به این نکته پرهیز می دادند که با او رفتاری همچون رفتار با پادشاهان مغرور و متکبر نداشته باشند. ابن مسعود می گوید: «َ أَتَى النَّبِیَّ ص رَجُلٌ یُکَلِّمُهُ فَأُرْعِدَ فَقَالَ هَوِّنْ عَلَیْکَ فَلَسْتُ بِمَلِکٍ إِنَّمَا أَنَا ابْنُ امْرَأَةٍ کَانَتْ تَأْکُلُ الْقَد »[20]؛ «مردی به حضور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رسید و از هیبت وی به لرزه افتاد. پیامبر به او فرمود: آرام باش، من پادشاه نیستم، من پسر زنی از قریش هستم که گوشت خشکیده می خورد.» در اثر برخورد مهربانانه و فروتنانه ایشان بود که دلها را با محبت فتح کردند و یارانی رشید و فروتن، تربیت و هدایت نمودند.

6. خوش رویی

انسان ها در مواجهه با یکدیگر، پیش از هر سخن و عملی، نحوه گفتار و رفتارشان نقش تعیین کننده ای دارد. خوش رویی کلید اصلی برای فتح دلها و برقراری محبت و دوستی است که با نمایش و استارت تبسّم آغاز می شود. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به خوبی به این فضیلت متعالی آراسته بودند. بنابراین هنگامی که آدمی برای کمک به مردم، ثروت و امکاناتی ندارد، شاید خوش رویی بهترین وسیله پذیرایی از دیگران و مناسب ترین سلاح در کاستن درد و آلام و مشکلات مردم می باشد.

7.معاشرت با مردم

انسان ها در ارتباط و معاشرت با یکدیگر مسئولیت ها، حقوق و وظایفی دارند. شاید بزرگترین عنصر کلیدی برای فتح دلها و اثرگذاری در دیگران، رعایت یک سری نکات ساده و در عین حال پیچیده است که امروزه از آن به عنوان مهارت های ارتباطی[21] نام برده می شود. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم با توجه به مقتضیات و شرایط آن عصر، این امکانات، تجهیزات و وسایل صوتی و تصویری و تکنولوژی عصر کنونی را نداشتند ، اما آن چنان شیفتة هدایت و نجات مردم از جهل و خرافات بودند که تمام لحظات و عمر شریف ایشان در این راه پُر ارزش و مقدس سپری شد. وجود مقدس پیامر رحمت صلی الله علیه وآله وسلم اسوه ای ماندگار و همیشگی در طول تاریخ و برای آیندگان است که با تأسی به سلوک معنوی و نوع برخورد ایشان با قشرهای مختلف جامعه، هرگونه بهانه جویی، اهمال کاری و جبر گرایی را از دست کسانی که می خواهند طریق آن حضرت را در زندگی اجتماعی نپیمایند، می گیرد.و به قول صائب تبریزی:

یک عمر می توان سخن از زلف یار گفت     در بند آن مباش که مضمون نمانده است

نتیجه گیری

در زندگی اجتماعی اغلب مردم، و جوامع ناهمواری ها و بن بست هایی وجود دارد که راه درمان آن را نمی دانند و یا به نسخه های اشتباهی عمل می کنند در حالی که راه برون رفت از تمامی مشکلات، اضطراب ها و ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی و ... تمسک به سیره و رفتار رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم است، که مفسر راستین اسلام می باشد بنابراین بر مسئولین و نهادهای علمی و فرهنگی فرض است که زمینه ها و بسترهای لازم را در قالب ها و روشهای نو، به نسل جوان تشنه ی معارف مهیا سازند.در عصری که دشمنان با استفاده از ابزارهای هنری و رسانه ای سعی دارند، چهره ای خشن و غیر واقعی از اسلام و رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به جوامع ارائه بدهند، وظیفه نخبگان، هنرمندان و عالمان راستین این است که کمر همت بر بسته و با تمامی توان از ایشان رفع مظلومیت نمایند. بد نیست بدانیم که رفع مظلومیت تنها گریه و زاری و شعاردادن نیست، بلکه در مقابل هر فیلم یا داستان و ... که علیه آن اُسوه همیشگی ساخته و نوشته می شود، باید مقابله به مثل نموده و صدها و بلکه هزاران اثر در قالب های متنوع و جذاب هنری برای مخاطبین مختلف و به زبان های گوناگون در فضایل و مکارم اخلاق و ... رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم انتشار داد. تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

فهرست منابع

*قرآن

**نهج البلاغه

1. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، طبعه الاونی 1412 ه‍.ق.

2.دیلمی،شیخ حسن،ارشاد القلوب الی الصواب،ناشر: شریف رضی،چاپ اول،1412ق.

3.پاینده، ابوالقاسم، نهج الفصاحه ، ناشر: دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش.

4.شیخ حسن(فرزند شیخ طبرسی)،مکارم اخلاق،ناشر: شریف رضی،چاپ چهارم،1370.

5.شیخ صدوق،عیون اخبار الرضا،نشر جهان،چاپ اول،1378ق.

6. صفایی حائری، علی (عین صاد)، از معرفت دینی تا حکومت دینی، انتشارات لیلة القدر، چاپ اول، بهار 1382

7. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1403 ق

8. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، 15 ج، قم دارالحدیث، 1377

9. مطهری، مرتضی، حج (گزیده ای از یادداشتها)، انتشارات صدرا، چاپ دوم، تیر 1381

10. ــــــــــــــ ، حکمتها و اندرزها، انتشارات صدرا، چاپ یازدهم، فروردین 1379

11. ــــــــــــــ، سیری در سیره نبوی، انتشارات صدرا، چاپ هفدهم اردیبهشت 1376

12.قضاعی،قاضی؛شهاب اخبار،مرکز انتشارات علمی و فرهنگی،تهران،1361ش.

13.ورام،ابن ابی فراس؛مجموعه ورام (تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیه،قم،چاپ اول.

14. نصیری، منصور، مؤلفه هایی از اخلاق اجتماعی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (فصلنامه اخلاق)،دفتر تبلیغات اسلامی اصفهان، ش هشتم، تابستان 86.

________________________________________

[1]- مفردات راغب، ص297.

[2]- حج، استاد مرتضی مطهری، ص35.

[3]- شوری، 23.

[4]-بحار الانوار،ج73،ص367

[5]-شهاب الاخبار،ص322.

[6]- فصلنامه اخلاق، ص62.

[7]- نهج البلاغه، خطبه 108.

[8]- سیری در سیره نبوی، ص100.

[9]- حکمتها و اندرزها، ص212.

[10]- دخان، 14.

[11]- صافات، 36.

[12]- ذاریات، 52.

[13] - میزان الحکمه، ح 19973.

[14]- از معرفت دینی تا حکومت دینی؛ ص 147 و 148.

[15]-.بحارالانوار،ج65،ص348

[16]-عیون اخبار الرضا،ج1،ص317

[17]- آل عمران، 134.

[18]-.ارشادالقلوب،ج1،ص117

[19]-مجموعه ورام،ج1،ص99

[20] .مکارم اخلاق،ص16

[21]- برای مطالعه بیشتر به این منابع مراجعه کنید:

الف) ارتباطات انسانی، علی اکبر فرهنگی. ب) دین و ارتباطات، مجید محمدی ج) مبانی ارتباطات جمعی، سید محمد دادگران

2.لغت نامه دهخدا،ذیل واژه تکلّف

3.بحارالانوار،ج70،ص394

1.بحارالانوار،ج46،ص177

2.نهج الفصاحه،ص345

1.بحارالانوار،ج74،ص82

2.اعراف،29

 



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(جمعه 92/7/12 :: ساعت 10:19 صبح)

داغ کن - کلوب دات کام

1- سه ویژگى برجسته مؤمن
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.
2- پاداش نیکى پنهانى و سزاى افشا کننده بدى
« أَلْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ یَعْدِلُ سَبْعینَ حَسَنَةً، وَ الْمُذیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَالْمُسْتَتِرُ بِالسَّیِّئَةِ مَغْفُورٌ لَهُ ».

پنهان کننده کار نیک [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشکارکننده کار بد سرافکنده است، و پنهان کننده کار بد آمرزیده است.
3- نظافت
« مِنْ أَخْلاقِ الأَنْبِیاءِ التَّنَظُّفُ ».

از اخلاق پیامبران، نظافت و پاکیزگى است.
4- امین و امیننما
« لَمْ یَخُنْکَ الاَْمینُ وَ لکِنِ ائْتَمَنْتَ الْخائِنَ ».

امین به تو خیانت نکرده [و نمىکند] و لیکن [تو] خائن را امین تصوّر نموده اى.
5- مقام برادر بزرگتر
« أَلاَْخُ الاَْکْبَرُ بِمَنْزِلَةِ الاَْبِ ».

برادر بزرگتر به منزله پدر است.
6- دوست و دشمن هر کس
« صَدیقُ کُلِّ امْرِء عَقْلُهُ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ ».

دوست هر کس عقل او، و دشمنش جهل اوست.
7- نام بردن با احترام
« إِذا ذَکَرْتَ الرَّجُلَ وَهُوَ حاضِرٌ فَکَنِّهِ، وَ إِذا کَانَ غائِباً فَسَمِّه ».

چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] کنیه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
8- بدى قیل و قال
« إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ الْقیلَ وَ الْقالَ وَ إضاعَةَ الْمالِ وَ کَثْرَةَ السُّؤالِ ».

به درستى که خداوند، داد و فریاد و تلف کردن مال و پُرخواهشى را دشمن مىدارد.
9- ویژگیهاى دهگانه عاقل
« لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَکُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَکْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ کَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».

عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.
10- نشانه سِفله
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام) عَنِ السِّفْلَةِ فَقالَ(علیه السلام):مَنْ کانَ لَهُ شَىْءٌ یُلْهیهِ عَنِ اللّهِ ».

از امام رضا(علیه السلام) سؤال شد: سفله کیست؟فرمود: آن که چیزى دارد که از [یاد] خدا بازش دارد.
11- ایمان، تقوا و یقین
« إِنَّ الاِْیمانَ أَفْضَلُ مِنَ الاٌِسْلامِ بِدَرَجَه، وَ التَّقْوى أَفْضَلُ مِنَ الاِْیمانِ بِدَرَجَة وَ لَمْ یُعطَ بَنُو آدَمَ أَفْضَلَ مِنَ الْیَقینِ ».

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزى بالاتر از یقین داده نشده است.
12- میهمانى ازدواج
« مِنَ السُّنَّةِ إِطْعامُ الطَّعامِ عِنْدَ التَّزْویجِ ».

اطعام و میهمانى کردن براى ازدواج از سنّت است.
13- صله رحم با کمترین چیز
« صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَة مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه ».

پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.
14- سلاح پیامبران
« عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ کانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».

حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود مىفرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.
15- نشانه هاى فهم
« إِنَّ مِنْ عَلاماتِ الْفِقْهِ: أَلْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ، وَ الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أَبْوابِ الْحِکْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الَْمحَبَّةَ، إِنَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر ».

از نشانه هاى دین فهمى، حلم و علم است، و خاموشى درى از درهاى حکمت است. خاموشى و سکوت، دوستىآور و راهنماى هر کار خیرى است.
16- گوشه گیرى و سکوت
« یَأْتى عَلَى النّاسِ زَمانٌ تَکُونُ الْعافِیَةُ فیهِ عَشَرَةَ أَجْزاء: تِسْعَةٌ مِنْها فى إِعْتِزالِ النّاسِ وَ واحِدٌ فِى الصَّمْتِ ».

زمانى بر مردم خواهد آمد که در آن عافیت ده جزء است که نُه جزء آن در کناره گیرى از مردم و یک جزء آن در خاموشى است.
17- حقیقت توکّل
« سُئِلَ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ حَدِّ التَّوَکُّلِّ؟ فَقالَ(علیه السلام): أَنْ لا تَخافَ أحَدًا إِلاَّاللّهَ ».

از امام رضا(علیه السلام) از حقیقت توکّل سؤال شد.
فرمود: این که جز خدا از کسى نترسى.
18- بدترین مردم
« إِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْ مَنَعَ رِفْدَهُ وَ أَکَلَ وَحْدَهُ وَ جَلَدَ عَبْدَهُ ».

به راستى که بدترین مردم کسى است که یارىاش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زیردستش را بزند.
19- زمامداران را وفایى نیست
« لَیْسَ لِبَخیل راحَةٌ، وَ لا لِحَسُود لَذَّةٌ، وَ لا لِمُـلـُوک وَفاءٌ وَ لا لِکَذُوب مُرُوَّةٌ ».

بخیل را آسایشى نیست و حسود را خوشى و لذّتى نیست و زمامدار را وفایى نیست و دروغگو را مروّت و مردانگى نیست.
20- دست بوسى نه!
« لا یُقَبِّلُ الرَّجُلُ یَدَ الرَّجُلِ، فَإِنَّ قُبْلَةَ یَدِهِ کَالصَّلاةِ لَهُ ».

کسى دست کسى را نمىبوسد، زیرا بوسیدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
21- حُسن ظنّ به خدا
« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ »
.
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.
22- ارکان ایمان
« أَلاْیمانُ أَرْبَعَةُ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».

ایمان چهار رکن دارد: 1ـ توکّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسلیم به امر خدا4ـ واگذاشتن کار به خدا.
23- بهترین بندگان خدا
« سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَکَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».

از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.
24- تحقیر فقیر
« مَنْ لَقِىَ فَقیرًا مُسْلِمًا فَسَلَّمَ عَلَیْهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلَى الاَْغْنِیاءِ لَقَى اللّهُ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ الْقِیمَةِ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانُ ».

کسى که فقیر مسلمانى را ملاقات نماید و بر خلاف سلام کردنش بر اغنیا بر او سلام کند، در روز قیامت در حالى خدا را ملاقات نماید که بر او خشمگین باشد.
25- عیش دنیا
« سُئِلَ الاِْمامُ الرِّضا(علیه السلام): عَنْ عَیْشِ الدُّنْیا؟ فَقالَ: سِعَةُ الْمَنْزِلِ وَ کَثْرَةُ الُْمحِبّینَ ».

از حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره خوشى دنیا سؤال شد. فرمود: وسعت منزل و زیادى دوستان.
26- آثار زیانبار حاکمان ظالم
« إِذا کَذَبَ الْوُلاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ، وَ إِذا جارَ السُّلْطانُ هانَتِ الدَّوْلَةُ، وَ إِذا حُبِسَتِ الزَّکوةُ ماتَتِ الْمَواشى ».

زمانى که حاکمان دروغ بگویند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زکات اموال داده نشود چهارپایان از بین روند.
27- رفع اندوه از مؤمن
« مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَةِ ».

هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.
28- بهترین اعمال بعد از واجبات
« لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».

بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.
29- سه چیز وابسته به سه چیز
« ثَلاثَةٌ مُوَکِّلٌ بِها ثَلاثَةٌ: تَحامُلُ الاَْیّامِ عَلى ذَوِى الاَْدَواتِ الْکامِلَةِ وَإِسْتیلاءُ الْحِرْمانِ عَلَى الْمُتَقَدَّمِ فى صَنْعَتِهِ، وَ مُعاداةُ الْعَوامِ عَلى أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ ».

سه چیز وابسته به سه چیز است: 1ـ سختى روزگار بر کسى که ابزار کافى دارد، 2ـ محرومیت زیاد براى کسى که در صنعت عقب مانده باشد، 3ـ و دشمنىِ مردم عوام با اهل معرفت.
30- میانه روى و احسان
« عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْکَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّةَ الـتَّمْرَةِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَةِ کَجَبَلِ أُحُد ».

بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیکى کردن چه کم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه اُحد باشد.
31- دیدار و اظهار دوستى با هم
« تَزاوَرُوا تَحابُّوا وَ تَصافَحُوا وَ لا تَحاشَمُو ».

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.
32- راز پوشى در کارها
« عَلَیْکُمْ فى أُمُورِکُمْ بِالْکِتْمانِ فى أُمُورِ الدّینِ وَ الدُّنیا فَإِنَّهُ رُوِىَ « أَنَّ الاِْذاعَةَ کُفْرٌ» وَ رُوِىَ « الْمُذیعُ وَ الْقاتِلُ شَریکانِ» وَ رُوِىَ « ما تَکْتُمُهُ مِنْ عَدُوِّکَ فَلا یَقِفُ عَلَیْهِ وَلیُّکَ».:

بر شما باد به رازپوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا. روایت شده که « افشاگرى کفر است» و روایت شده « کسى که افشاى اَسرار مىکند با قاتل شریک است» و روایت شده که « هر چه از دشمن پنهان مىدارى، دوست توهم بر آن آگاهى نیابد».
33- پیمان شکنى و حیلهگرى
« لا یَعْدُمُ المَرْءُ دائِرَةَ السَّوْءِ مَعَ نَکْثِ الصَّفَقَةِ، وَ لا یَعْدُمُ تَعْجیلُ الْعُقُوبَةِ مَعَ إِدِّراءِ الْبَغْىِ ».

آدمى نمىتواند از گردابهاى گرفتارى با پیمان شکنى رهایى یابد، و از چنگال عقوبت رهایى ندارد کسى که با حیله به ستمگرى مىپردازد.
34- برخورد مناسب با چهار گروه
« إِصْحَبِ السُّلْطانَ بِالْحَذَرِ، وَ الصَّدیقَ بِالتَّواضُعِ، وَ الْعَدُوَّ بِالتَّحَرُّزِ وَ الْعامَّةَ بِالْبُشْرِ ».

با سلطان و زمامدار با ترس و احتیاط همراهى کن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتیاط، و با مردم با روى خوش.
35- رضایت به رزق اندک
« مَنْ رَضِىَ عَنِ اللّهِ تَعالى بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ رَضِىَ اللّهُ مِنْهُ بِالْقَلیلِ مِنَ الْعَمَلِ ».

هر کس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى باشد.
36- عقل و ادب
« أَلْعَقْلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ، وَ الاَْدَبُ کُلْفَةٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْهِ، وَ مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدِدْ بِذلِکَ إِلاّ جَهْل ».

عقل، عطیّه و بخششى است از جانب خدا، و ادب داشتن، تحمّل یک مشقّت است، و هر کس با زحمت ادب را نگهدارد، قادر بر آن مىشود، امّا هر که به زحمت بخواهد عقل را به دست آورد جز بر جهل او افزوده نمىشود.
37- پاداشِ تلاشگر
« إِنَّ الَّذى یَطْلُبُ مِنْ فَضْل یَکُفُّ بِهِ عِیالَهُ أَعْظَمُ أَجْرًا مِنَ الُْمجاهِدِ فى سَبیلِ اللّهِ ».

به راستى کسى که در پى افزایش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.
38- به پنج کس امید نداشته باش
« خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فیهِ فَلا تَرْجُوهُ لِشَىْء مِنَ الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ:مَنْ لَمْ تَعْرِفَ الْوَثاقَةَ فى أُرُومَتِهِ، وَ الکَرَمَ فى طِباعِهِ، وَ الرَّصانَةَ فى خَلْقِهِ، وَ النُّبْلَ فى نَفْسِهِ، وَ الَْمخافَةَ لِرَبِّهِ ».

پنج چیز است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باش:1ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى،2ـ و کسى که در سرشتش کَرم نیابى،3ـ و کسى که در آفرینشش استوارى نبینى،4ـ و کسى که در نفسش نجابت نیابى،5ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد.
39- پیروزىِ عفو و گذشت
« مَا التَقَتْ فِئَتانِ قَطُّ إِلاّ نُصِرَ أَعْظَمُهُما عَفْوً ».

هرگز دو گروه با هم روبه رو نمىشوند، مگر این که نصرت و پیروزى با گروهى است که عفو و بخشش بیشترى داشته باشد.
40- عمل صالح و دوستى آل محمّد
« لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَةِ إِتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّکالاً عَلَى الْعِبادَةِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».

مبادا اعمال نیک را به اتّکاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها کنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمىشود.
 



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(چهارشنبه 92/6/20 :: ساعت 8:8 صبح)

داغ کن - کلوب دات کام
به نام نامی حضرت دوست ؛ که هرچه هست و نیست از اوست
سلام دوستای خوبم . سال نو رو بهتون تبریک میگم و مثل همیشه بهترین ها رو براتون آرزو میکنم . امسال رو با یک پست جدید و انشالله حال و هوای تازه و بهاری شروع می کنم .
می خوام یادمون بیاد اون وقتایی رو که تصمیم میگیریم ، واقعا و از ته دل تصمیم میگیریم کار خوبی روانجام بدیم و عبادتی رو به جا بیاریم ولی نمیشه ! آره جدا نمی شه . به قول معروف انگار طغل و زنجیرلبیده نمیشیم ... آخه چرا ؟!
شخصی نزد امیر المومنین علیه السلام آمد و گفت : ای امیرمؤمنان ! از نماز شب محروم شده ام . حضرت فرمود: گناهانت تو را مقیّد کرده و دست و پایت را بسته اند.
امام صادق علیه السلام میفرماید : ((چون مرد گناه کند، از نماز شب محروم گردد و عمل زشت ، از چاقویی که در گوشت فرو رود، سریعتر در کسی که مرتکب آن شده ، فرو می رود)).(1)(2)

----------------------
پ.ن 1. شاعر میگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ! دیگه این حقیر چی می تونه بگه ...
پ.ن 2. (1) ج 2، ص 290 (کافی معرب ). (2) رساله لقاءالله ، ص 197


کلمات کلیدی : گناه، محرومیت، عبادت
نویسنده: حسین(شنبه 89/1/14 :: ساعت 9:3 عصر)

داغ کن - کلوب دات کام

سلام به همه دوستای خوبم و معذرت می خوام به خاطرغیبت طولانی مدتم . این ایام خجسته ی شادی اهل بیت رو به امام عزیزمون و همه دوستدارانشون تبریک می گم .
راستش فکر کردم حالا که همه جا جشن و مولودی برپاس (به خصوص به خانم ها که خیلی خوش میگذره !) چه خوبه طرز شادی کردن خودمونو یه بازبینی بکنیم که مبادا نکته غیر اخلاقی توش یه چشم بخوره !
بحثی که این روزا به خاطر مناسبتش بازار داغی داره ، بحث لعن دشمنان ائمه و درست یا نادرست بودن این کاره . بعضی ها معتقدند به خاطر جلوگیری از ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی باید از لعن خلفا پرهیز کرد و جبهه مقابل ، این لعن و دشمنی را نشانه ی حب آل علی و پیروی از پیامبر اکرم (ص) می دونن . قصد من اینجا این نیست که قضاوتی در مورد حکم این کار بکنم ولی به نظرم می رسه که حتی اگر قبول کنیم که لعنت کردن دشمنان درست و پسندیده است نباید این کار دینی را که باید به قصد رضای خدا و شادی اهل بیت انجام بشه با یک سری کارهای دور از اخلاق مخلوط کرد و جشن و سرور این روزها رو از مسیر اصلیش منحرف کرد .
ایراد بعضی از ما اینه که نمی تونیم بدون این که شیطنت کنیم شاد باشیم ...
--------------------------------------
پ.ن 1. منظورم از پیروی از پیامبر ، پیروی در مورد لعن دشمنان خدا بود .
پ.ن 2. برای اطلاع بیشتر در مورد حکم شرعی لعن این مطلب را مطالعه کنید .



کلمات کلیدی : لعن، شادی
نویسنده: حسین(سه شنبه 88/12/4 :: ساعت 11:12 عصر)

داغ کن - کلوب دات کام

طرف چپ و راست دروغ می گه . انقدر دروغ می گه که خودشم یادش نمیاد کدوم حرفاش راست بوده و کدوم دروغ . البته کسی هم به روش نمیاره ها ! آخه سن وسالی ازش گذشته . این جوریه که اعتماد به نفسشم در این مورد حسابی بالا رفته و اصلا فکر نمی کنه ممکنه دروغی که می گه تابلو باشه یا بعداَ لو بره . تو رفتارش که عمیق بشی واقعا از کارش خندت می گیره . جالب اینجاس که همه ی دروغاشم مصلحتی می دونه و اصلا ناراحتش نمی کنن !
دروغ مصلحتی اونم این همه ؟!
بله ، درسته که یه چیزی به نام دروغ مصلحتی برای مواقع اضطراری وجود داره ولی آخه انصاف هم خوب چیزیه . اون دینی که برای مصلحت های آدما راه چاره ای گذاشته خودشم حد ومرزشو مشخص کرده که کسی این وسط زیر آبی نره !
جالبه بدونیم مواردی که دروغ مصلحتی گفتن معنا داره به طور کلی دو چیزه :
یک : اصلاح بین مردم و جلوگیری ازایجاد اختلاف (1)
دو : برای حفظ جان ، مال و ... (2)
-----------------------------
1.
امام صادق(ع) فرمود: « خداوند دروغ گفتن را در مورد اصلاح بین مردم دوست دارد». (میزان الحکمة، عنوان 3466، حدیث 17474)
2.
امام صادق (ع) فرمود: «اگر انسان از روی تقیه و ضرورت و ناچاری سوگند دروغ یاد کند، ضرری ندارد.» و در ادامه افزود: بهطور کلی، هر حرامی در مقام اضطرار حلال میشود. (شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 16، ص 137، چاپ بیروت. )



کلمات کلیدی : دروغ
نویسنده: حسین(پنج شنبه 88/9/19 :: ساعت 1:34 عصر)

داغ کن - کلوب دات کام

هربار که تلوزیون نشونشون می ده داغ دل آدم تازه می شه و باز دلش آه حسرت می کشه و تنها کاری که میشه کرد آرزو کردنه ! کی میاد اون سالی که ما هم همراه حاجی ها این هجرت عظیم از تعلقات درون رو شروع کنیم ؛ بله اولین قدم همینه ! هجرت برای تربیت . و تربیت لباس خاص می خواد ، نیت و ذکر خاص می خواد ... لباس مخصوصش یه لباس ساده احرامه که بزرگ و کوچیک و فقیر و غنی رو به یه شکل درمیاره . بعد یه نیت درست و حسابی باید کرد و ذکرشم سرود قشنگ "لبّیکِ " .
حالا وقت پروانه شدنه . رمز پروانگی عدد هفته و هفت نشان ولایته ... (1)
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود           حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاستلبّیک
نوبت نماز و سعی بین صفا و مروه است و نماز که مطهر بندگی و بالاترین ذکره هیچ جا از فلم نمی افته . سعی حاجی هم باید از یه دل با صفا اوج بگیره و به مروت و جوانمردی و آزادگی ختم بشه .
بعد مثل همیشه اعتراف به ضعف و کوچکی خود و جلوه جلال و جبروت یار (2)
وقتی همه خوب آماده پذیرایی نهایی شدن دوباره محرم می شن و بعد مهمانی با به زانو دراومدن و به به خاک افتادن در عرفات به اوج خودش می رسه . اینجا باید معرفتی که کسب شده تثبیت بشه و به خاطر همینه که در مشعرالحرام حاجی باز با رمز ولایت برای جنگ با دشمن درون و بیرون مسلح و مهیا می شه (3)
وقتی به منی می رسه دشمن رو از خودش دور می کنه ازبا قربانی کردن آرزوهاش توشه اش رو سبک می کنه . باز باید به نقص و تقصیر خودش اعتراف کنه اما این دفعه اعتراف جدی تره .(4)
بعد دوباره نماز و سعی صفا و مروه اما این بار ...
طواف نساء و نماز مخصوصش هم به حاجی یادآوری میکنه که پیمودن راه با وجود همراه لطف بیشتری داره .
هجرت تموم میشه و مقصد که همون بندگی و گذشتن از هرچیزی مربوط خودِ در عید قربان ظهور میکنه .
عجب سفری !
---------------------------------
پ.ن 1 : 7 بار طواف خانه خدا . شاید عدد 7 کنایه از اسامی 14 نور پاک باشد که بدون تکرار هفت اسم بیشتر نیست و بیانگر این حقیقت باشد که امام رضا علیه السلام فرمودند: «... خداوند می فرماید که لا اله الا اللّه قلعه من است. پس کسی که در قلعه من داخل شود، از عذاب من در امان است. امام رضا علیه السلام فرمود: [این امنیت از عذاب وابسته] به شروط آن است و من از شروط آن هستم .»
پ.ن 2 : تقصیر که شامل کوتاه کردن ناخن و ... است .
پ.ن 3 : جمع کردن سنگریزه ها در مشعرالحرام .
پ.ن 4: سر تراشیدن نسبت به ناخن گرفتن .



کلمات کلیدی :
نویسنده: حسین(چهارشنبه 88/9/4 :: ساعت 4:19 عصر)

داغ کن - کلوب دات کام

امیدوارم که این مسائل برای شما پیش نیاد اما خوب مرگ حقه . چند وقت پیش یکی ازاقوام نزدیک من عمرشو داد به شما و من هم یه مدت درگیر برگزاری مراسم ختم و این جور چیزا بودم . اگر توش بوده باشید می دونید من چی می گم ، از طرفی به خاطر مصیبت وارده دل و دماغ نداری و دوست داری به حال خودت باشی و عزیز از دست رفته را یاد کنی و ... و از طرفی مجبوری خودتو حفظ کنی و سعی کنی مسولیتهاتو یه شکلی آبرومندانه انجام بدی . خلاصه حال و هوای غریبیه .

تو همین گیر و دار بود که متوجه شدم چیزی هست که حال صاحبان عزا و بازماندگان رو بدتر میکنه و اون انبوهی از بایدها و نبایدهای عرفیه . این که "رسم اینه ... " و " این جوری زشته ... " و حلوا و خرما و غذا و مراسم هر کدوم باید دارای چه شرایطی باشن تا "زشت " نباشه  ، واقعا چه دردی رو دوا میکنه و کدوم مرحومی رو شاد و قرین آرامش می کنه من نمیدونم !

فقط اینو می دونم که کمتر کسی میتونه بی خیال باشه و عرفو زیر پا بذاره . حتی اگر جایی این بی خیالی خدا پسندانه تر باشه ...

البته نا گفته نماند حتی از نظر دین هم این که کسی با نادیده گرفتن عرف جامعه خودشو انگشت نما و گاهی مضحکه عام و خاص کنه اصلا توصیه نمیشه اما مشکل اینجاست که رسم و رسومات اجتماعی و خانوادگی عملا پا رو از حد خودشون فراتر گذاشتن و چه بسا افراد رو مجبور کنن رفتاری متضاد آموزه های دینی و رضای الهی از خودشون نشون بدن و همین جاست که لازمه تو ارزش گذاری ها و اولویت بندی هامون کمی تجدید نظر کنیم .



کلمات کلیدی : عرف
نویسنده: حسین(شنبه 88/8/23 :: ساعت 8:41 عصر)

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ